چه طور خلاق باشیم؟

در پست قبل گفتیم که قوه خلاقیت در همه انسان ها به صورت بالقوه وجود دارد، و همه ما به یک اندازه از این موهبت برخوردار هستیم. اما شیوه استفاده برای هر فرد مخصوص به خودش است. یک نقاش با ترکیب رنگها و مواد موجود در اطرافش دست به خلق یک تابلوی خیره کننده می زند. یک مهندس معمار با توجه به دانسته هایش در زمینه علوم ساختمانی و حس زیبایی شناسی اش بنایی زیبایی طراحی می کند. یک مهندس مکانیک روش جدیدی را برای حل مشکل استارت زدن ماشین در صبح های سرد پیدا می کند. و حتی یک مادر، با زبردستی تمام ساندویچ جذابی را برای کودکش حاضر می کند.
همه آنچه که اشاره کردیم از قوه خلاقیت انسان بهره گرفته اند. فرقی ندارد یک هنرمند بالفطره باشید و یا یک زن خانه دار، یا یک کارگر ساختمانی، همه ما خلاق هستیم. اما به سبب زندگی ماشینی و دور شدن از برخی کارها که سوخت مورد نیاز موتور خلاقیت ما را تامین می کند، به اشتباه فکر می کنیم که خلاق نیستیم.
شاید مثال ماشین، برای توضیح آنچه که می خواهم بگویم مناسب باشد. ماشین هرچقدر هم که مدل بالاتر و از سیستم های بهتر و کارآمدتری ساخته شده باشد، بدون سوخت قادر به حرکت نخواهد بود.
قوه خلاقیت هم مثل ماشین نیاز به سوخت مناسب دارد. سوخت ماشین خلاقیت ما، تصاویری که می بینیم و پرسش هایی است که از خود درباره مسائل و پدیده های اطراف می پرسیم.
پیشنهاد های من برای خلاق تر بودن :

  1. ببینید!
    شاید چیزی که گفتم برای شما مسخره باشد، چرا که هر لحظه در حال نگاه کردن به اطراف و درک آنها هستید. اما دیدن اولین چیزی است که سوخت اولیه موتور خلاقیت شما را تامین می کند. در کتاب مبانی هنر هنرستان، بین دیدن و نگاه کردن تفاوت قائل می شوند. دیدن یک عمل غیرارادی است که ناخودآگاه توسط شما انجام می شود. ولی نگاه کردن عملی است که با دقت همراه است و تا زمانیکه اراده نکنید بر روی مسئله ای دقیق نمی شوید و به اصطلاح آن را نگاه نمی کنید.
  2. بنویسید!
    نوشتن نیز می تواند یک امر کمکی برای دیدن باشد. می توانید دفتر یادداشت کوچکی همراه خود داشته باشید و هر آنچه که می بینید را با دقت و توجه به جزئیات بنویسید. گاهی به کار بردن واژه های جدید در توصیف آنچه که می بینید نیز می تواند موتور خلاقیت شما را روشن کند. حتی می تواند از صنایع ادبی نیز در توصیف های خود استفاده کنید.
  3. بازسازی کنید.
    بازسازی کردن و یا به عبارتی تصویرسازی کردن یکی از راه های عملی برای پرورش خلاقیت است. وقتی که می بینید و هر آنچه که دیده اید را یادداشت می کنید، در ذهن خود سوژه موردنظرتان را با کدواژه های دیگری ذخیره می کنید. مثلا وقتی می گوییم گل، هر کس از این واژه برداشتی مخصوص به خود دارد. برخی ها از این واژه لطافت و زیبایی را به یاد می آورند، برخی ها هم ممکن است اولین خار گل، ساقه، برگ و یا هر چیز دیگری که مربوط به آن است را به یاد بیاورند.
    در واقع تصویرسازی کردن، برداشت شما از آنچه که دیده اید و نوشته اید و تجربه کرده اید است.

تمرین:

اگر می خواهید خلاقیت خود را پرورش دهید، باید کنجکاو باشید و تمرین کنید.
در برخی کلاس های ما، روشی تدریس می شد که گفتنش خالی از لطف نیست. چند کلمه( اشیاء ، گیاه، حیوان و…) روی تخته نوشته می شد و در مدت زمان مشخصی مثلا ۲ دقیقه هر کس، کاربردهای مختلفی که از آن کلمه به ذهنش می رسید را می نوشت. در پایان زمان مشخص شده، کاربردهای بسیاری جمع آوری می شد. هر کس که تعداد کاربردهای معقول تری ارائه می داد به عنوان فرد خلاق شناخت می شد.
شما هم می توانید تمرین کنید و قوه خلاقیت خود را به چالش بکشید.

Author: محبوبه خادمی

طراح گرافیک هستم و علاقه مند به هنر. سعی می کنم هر چی که می دونم با دیگران به اشتراک بگذارم :)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *